تبليغاتX
حسابدارهای جوان

حسابدارهای جوان

وبلاگ کلاس 105 دکتر حسابی1 ماهشهر

اهتمام به امورمسلمين وخيرخواهي

                                                      بنام خدا

نام کتاب:اخلاق ديني درانديشه ي شيعي


نويسنده:محمدنصراصفهاني


ويراستار:حبيب الله فاضليان-زهراصلواتي


تهيه کننده: سالم صوفي


کلاس: دوم حسابداري

 

اهتمام به امورمسلمين وخيرخواهي: 

پس ازتوجه به پدر و مادروخويشان  ,نوبت احسان به مومنين مي رسد.انسان مسلماننمي تواند نسبت به سرنوشت مومنين بي تفاوت باشد.پيوند بين مومن بامومن يک ايماني والهي است.اين عمل براساس خيرخواهي وپاک نيتي مومن است.ازرسول خدا (ص)است که:((عابدترين مردم کسي است که نسبت به همه ي مسلمانان خيرخواه وپاک دل ترباشد)).همت و تلاش نسبت به امورمسلمانان از وظايف اسلامي هر فرداست وکسي که درد و مشکلات مردم حساس نباشدودرصدد رفع مشکلات مختلف آنها ,ازقبيل مشکلات اقتصادي,سياسي ,فرهنگي,اجتماعي نباشد واحساس مسوليت نکند شايسته ي نام مسلمان نيست.امام صادق از قول رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند:((هرکس هرروز به امورمسلمانان همت نگماردمسلمان نيست وهرکه صداي فريادانساني رابشنود که مي گويد(( مسلمانان به داد من برسيد)),به آن پاسخ ندهد مسلمان نيست.)) برهمين اساس قرآن کريم مردم رابه ارتباط نيک وسخن نيک بايکديگرفراميخواند. امام صادق (ع)در تفسير اين کلام خداوندمي فرمايند: ((بامردم نيک سخن گوييد وجزخير نگوييد تابه حقيقت برسيد وامام باقر(ع)نيزذيل همين آيه مي فرمايندبهترين سخني که دوست داريد مردم درباره ي شمابگويندشما نيزدرباره ي مردم  بگوييد.))بنابررويه وسيره ي انبياءانسان بايدهرجاکه باشدبراي جامعه سودمندواقع شود.امام صادق(ع)کلام حضرت عيسي(ع) راکه فرموده است((خداوندمراهرجاکه باشم مبارک قرارداده است))مي فرمايند((يعني هرجاکه باشم مرا سودمند قرارداده است.))
 نه تنها هيچ تعارضي بين خداگرايي وخدمت به انسانهاي مسلمان ديگر نيست ,بلکه عين عبادت,تقرب به خدا,کسب دوستي ومحبت خداوبهشت است.ازپيامبراکرم(ص) نقل است که:خلق خداميال خدا هستندومحبوب ترين آنهانزدخداکسي است که به عيال خداسودوبه خانواده ايشاديبرساند.ازرسول خدا(ص)سوال شد:محبوب ترين مردم نزدخداکيست؟حضرت فرمودند:کسي که سودش به مردم بيشتر است.دربيان امام صادق(ع)نيز آمده است: با خيرخواهي نسبت به مردم بهترين عمل را براي ملاقات باخداانجام داده اي .براي خدانسبت به مخلوقش خيرخواه باش,چراکه هرگزخدارابه عملي بهترازآن ملاقات نخواهي کرد.
علاوه برجلب محبت خداوتقرب به وي بهشت نيز پاداشي است که به خدمتگزاري مسلمانان درآخرت داده مي شود. رسول اکرم(ص)مي فرمايند:((هرکس تجاوز آبياآتش رااز گروهي ازمسلمين بگرداندبهشت برايش واجب مي گردد.))

احترام به سالخوردگان:

سالخوردگان جداي ازاينکه مسلمان هستند ياازاقوام وخويشانند يا پدر و مادرند ,بنابراين منزلتي والا دارند.نفس سالخوردگي باعث مي شود حقي فوق العاده ترنيزداشته باشند لذا بايد نسبت به آنها احترامي ويژه قايل بود.امام صادق(ع)مي فرمايند سالمندان خود رابزرگ داريد, با ارحام خود پيوستگي داشته باشيد. صله ي رحمي بهترازبي آزادي به اقوام نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 1:11  توسط حسابدارجوان  | 

صميميت و راههاي بر قراري ان بين وا لدين و فرزندان

                                                         بنام خدا


موضوع : صميميت و راههاي بر قراري ان بين وا لدين و فرزندان:
منابع : با هنر محمد جواد. گفتارهاي تربيتي . تهران دفتر نشر فرهنگ ا سلامي
         دكتر ا حمد وند. محمد علي . تهران انتشارات پيام نور
تهيه کننده : محمد رضا البو غبيش
کلاس
: دوم حساب داري 105

 

صميميت و راههاي بر قراري ان بين وا لدين و فرزندان:

با هنر سه اصل را براي بر قراري صميميت بين دو نفر مطرح مي سازد. ا ول ا ينكه شخص كسي را محرم ترين و مؤثرترين مشاور خود ا حساس كند و بتواند راز هايش را با او در ميان بگذارد و درد دل كند پس يكي از شرايط بر قراري صميميت ا ين ا ست كه شخص محرم راز و مشاور ا نسان باشد
دوم ا ينكه شخص بتواند خواسته هايش را به راحتي با فردي مطرح كند و بداند كه او در برابر خواسته و تو قعش واكنش مثبت نشان مي دهد . سوم
ا ينكه صميميت زماني بين دو نفربر قرار مي شود كه بتوا نند  با جر ات خطاي خود را  پيش ديگري باز گويند. اگر ا نسان  نسبت به  كسي آ ن  قدر
ا حساس  نزديكي كند كه حتي بتواند نقطه ضعف خود رابا او در ميان بگذارد ا ين  يكي ا ز علا متهاي بر قراري صميميت ا ست كه در چنين شرايطي
 شخص با راحتي درد دل مي كند و ا نتظارياري و همكاري و حل مشكل را دارد. بايد كاري كرد كه بچه ها محيط خانه را محيط صميميت تلقي كنند. درد
 دلهايشان  را با وا لدين خود مطرح سازند حرفهايشان را با انها در ميان بگذارند و اگر چيزي مي خواهند ا ز  ا نها بخوا هند. مي گويند فلان پدر با پسرش دو ست ا ست سا عتها با هم صحبت و درد دل مي كنند يا يك جوان بيست ساله همراه پدر پنجاه ساله خود مسا فرت مي كند راه مي رود و درد دل مي كند. بين پدر و فرزند ديگر ممكن ا ست ان قدر فا صله با شد كه حر في براي گفتن وجود نا شته با شد. اگر مي خوا هيم صميميت در محيط خانه و بين 
ا فراد خانه بر قرار شود توجه به تو صيه هاي دهگانه زير را هگشا و مؤثر خواهد بود.

الف : وجود صميميت بين پدر و مادر:
زن و شوهر هاي زيادي هسنتد كه غيراز صحبت در باره ي وسايل و احتياجات زندگي حرفي براي گفتن به يكد گر ندارند. خانمي كه پس از خدا حافظي
با دوستش بازهم مد تها به حرف زدن  با او ادامه مي دهد وقتي  كنار شو هرش  مي نشيند مثل ا ينكه  هيچ حرف وحديثي براي گفتن ندارد به سكوت مي پر دازد. مردي كه با دوستش يك سا عت تلفني گفتگو مي كند در كنار همسرش سكوت و كم حرفي را بر مي گزيند. زن و شوهر لازم ا ست در مورد مساءل ا جتماعي هدفها و ا رزشها ي زندگي و نحوهي برخورد با فرزندان با هم گفتگو كنند. زن و شوهر بايد با هم صميمي باشند با هم دو ست با شند و براي هم درد دل كنند تا نيز الفباي صميميتو بر قراري ا ن اشنا گردند.

ب: هوشياري دقت و حسابگري:
ا گر فرزند ا حساس كند پدر و مادر هوشيار دقيق و مشكل گشا هستند با انها صميمي مي شود وگرنه احساس مي كند كه روي وا لدين خود نبايد حساب باز كند. وا لدين بايد نسبت به رفتار هاي فرزندان خود دقيق و كنجكاوباشند و رفتارهاي ا نان را مورد بي توجهي و غفلت قرار ندهند اگر فرزند بپنداردكه مي تواند وا لدين را فريب دهد ا حساس صميميت نخواهد كرد مو ضعگيري مي كند وكار خودش را ا نجام مي دهد.

ج: رفتار ا خلاقي و شخصيت تر بيتي:
لازم ا ست فر زندان خا طره بزرگي ا ز رفتار ا خلاقي و شخصيت تر بيتي پدر و مادر داشته با شند. يعني ا ين ا حساس به ا نان دست داده باشد كه پدر
 راستگو ا ست به وعده هايش وفا مي كند و عادل و درستكار ا ست. مادر پاكدامن وبا تقوي ا ست درستكاري و پاكي و صداقت و حسن خلق به انسان
 شخصيت مي دهد و او را بالا مي اورد. شخصيت بالا هم ا يجاد نفوذ مي كند و وا لد ين مي توا نند روي فرزندان خود ا ثر دا شته با شند.

د: بر خورد درست با خطا هاي فر زندان:
خطا در زندگي كودك فراوان ا ست. بچه غذا را وارونه مي كند ظرف را مي شكند فرش را كثيف مي كند ديوار را خراش مي دهد كوچكتر ا ز خودش را
مي زند لباسش را الوده مي كند واشتباههاي زيادي مر تكب مي شود. برخي ا ز وا لدين ياد گرفته اند كه در مقابل هر ا شتباه كودك وا كنش شديد نشان دهند دست خود را بالا ببرند به سرو صورت كودك بكو بند يا دهان باز كنند وا و را مورد توهين و ا ستهزاء قرار دهند. ممكن ا ست وا لدين در مقا بل
 رفتار بچه خود بي تفا وت با شند و در مقا بل خطا هاي ا و و ا زارش خونسردينشان دهند. در هر دو حا لت صميميت و دوستي بر قرار نمي گردد و همكاري پديدار نمي شود. وا لدين در مقا بل هر خطا بايد وا كنش مناسبي  نشان  دهند. وقتي وا لدين عصباني هستند ا تخاذ  تصميم فوري و ناشي ا ز
 خشم مي تواند غير منطقي و نا عادلانه باشد. بايد صبركرد تا عصبا نيت فرو كش كند ا نگاه به تصميم گيري پرداخته شود. لازم ا ست قبل ا ز رخ دادن
 تخلف و خطا ا ز پيدا يش ا ن پيشگيري شود و ا گر خطا ر خ داد بايد با فرزند صحبت كرد و ا و را مورد ملا مت و باز خواست قرار داد و عوا قب بد رفتار را به او تفهيم كرد وا لدين نبايد تو قع داشته باشند كه فرزندشان مطيع محض ا نان باشد. ا نسان واقعا گاهي  از ا ينكه يك فرزند خرد سال سه چهار ساله در برابر يك دستور شا نه هايش را بالا مي ا ندازد و با بي ا عتناي كار خودش را مي كند لذت مي برد. ا ين كودك شخصيت و ا راده دارد يك ا نسان ا ست وخداوند ا نسان را ا زاد ا فريده ا ست. ا گر ا ين مو هبت ا زادي در انسانهارشد يابد و رهبري شود عقلها شكو فا واستعدادها بارور و ا نسانها سا خته مي شوند.

ر: بها دادن به نقاط قوت فر زندان:
 وا لدين نبايد تنها نقاط ضعف فرزندان را ببينند . بايد جامعه به ا ينكه نقطه هاي قوت را پر وبال دهد عادت كند. خداوند مي فرمايد كارهاي خير شما را
 ده برابراجر مي دهيم. اما اگر فر زندمان يك شب تكليفش را دير تر ا نجام دهد يا ا ينكه كار خلافي مر تكب شده باشد برايمان بسيار مهم جلوه مي كندوعصباني مي شويم . چرا اگر ده مرتبه كار خوب ا نجام داده ا ست ا نها را به حساب نمي اوريم بنا براين امتياز دادن و تشويق كردن در برابر كارهاي
مثبت از اصول ديگر ا يجاد صميميت ا ست.

و: ايجاد يك محيط صميمانه براي بحث و گفتگو:
وا لدين بايد بنشينندوبراي فرزند خود قصه بگويند يا با او بازي كنند. پدر و مادري با فرزند خود موضوعي را طرح وپيرامونش بحث و گفتگو مي كنند.
 ا ساسا از فرزندان بخواهيم كه براي ما حرف بزنند . از انها بپرسيم كه امروز چه مسائلي پيش امد؟ معلم چه گفت؟ كلاس چطور بود؟ بعد هم نظراتمان
را براي ا نها بگوييم. ا لبته چه چيز بگوييم و چگونه بگوييم مهم ا ست.

ز: نظر خواهي از فرزندان در امور خانه:
پدر و مادر نبايد فكر كنند كه اگر قصد عوض كردن خانه را دارد بچه ي شش يا ده سالهي من نمي تواند طرف مشورتم قرار گيرد. مي توان ا ز بچه ها
پرسيد ا مروز چه غذاي دا شته با شيم بهتر ا ست؟ بايد به بچه ها فرصت داد ا ظهار نظر كنند گر چه نظر ا نان ممكنا ست ا شتباه باشد بايد اجازه داد به
ا شتباه خود پي ببرند . اگر وا لدين مايلند فرزندانشان در كنارشان باقي بمانند و ازا نها بيگانه نشوند ولازم ا ست با ا نها مشورت كنند و ا جازه دهند رازها و نا گفته هايشان را مطرح كنند. بدين وسيله وا لدين مي دانند درذهن فرزندشان چه مي گذرد. والدين بايد محيطي به وجود ا ورند كه فرزند داو طلبانه به سوي وا لدين كشيده و با ا نها درد دل كنند. بايد محيطي تدارك ديد كه فرزند قبل از همه مايل باشد حرفش را با وا لدين در ميان بگذارد.

ح: ايجاد محيط همكاري و تقسيم مسئوليت :
وا لدين دوست دارند كه فرزند در خانه با ا نها همكاري كنند. براي ا نجام ا ين كار لازم است تقسيم مسئوليت شود و سن وتوان بچه ها را در نظرگرفت.
 مثلا يكي خريد كند. يكي سفره بيندازد. يكي ظرفها را بشو يد . كارها بايد عا دلانه تقسيم شودو از بچه ها مسئو ليت خواسته گردد. اگر تقسيم كار نباشد
 گاهي بطور غير عادلانه كار هاي زيادي به فرزندان تحميل مي شود كه براي ا نها نا گوار ا ست.

ط: رعايت عدا لت در بين فرزندان:
اگر مي خواهيد بچه ها نسبت به شما وفادار و صميمي با شند به ا نها رفتار عا دلانه دا شته با شيد. بچه ها خيلي دقيقند . مثلا اگر مادر براي يك فرزند
 در يك بشقاب نو و براي ديگري در ظرفي كهنه غذا بريزد بچه از خود مي پرسد چرا؟ وبه چه دليل؟ اگر ا مروز پاي يكي از بچه ها به ضرفي خورده و
 ا ن را شكسته او را تنبيه مي كنيد. عدا لت را بايد از قدمهاي كوچك و در كوچكترين مسائل تمرين كرد
.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 2:7  توسط حسابدارجوان  | 

عصمت پيامبران(سيماي حضرت داوود (ص))

                                                             بنام خدا

موضوع :عصمت پيامبران(سيماي حضرت داوود (ص))

منبع :چرا به پيامبران نيازمنديم ؟

نويسنده :سيد مهدي آيت الهي

تهيه کننده : سينا حياتي

 

عصمت يكي از ويژگي هاي پيامبران راستين است و آن نيروئي است  كه آنها را از گناه و لغزش و اشتباه  در رفتار و گفتار باز مي دارد وبيمه مي كند زيرا اگر آنها اين ويژگي را نداشته باشند مردم به گفتار و نصيحت هاي آنها اعتمادو اطمينان نخواهند داشت و هدفي كه از بعثت  انبيا مورد نظر بوده است از بين خواهد رفت و ديگر نخواهد توانست مربي خوبي براي جامعه باشند زيرا يك مربي خوب وفتي مي تواند نقش خويش را به خوبي ايفا كندكه در دل ها نفوذ كند واين وقتي ميسر است كه ديگران به حرف ها و نصيحت هاي او معتقد با شند. تا سخنان وي در دل ها شور و احساس بيا فريند. 
قران با ستايش هاي پي در پي از پيا مبران آن ها را الگو و نمونه كامل بشريت  مي داند و به انسان ها هشدار  ميدهد  كه از آنها پيروي كنند . قرآن
 در باره ي  ستايش ار آن ها  مي فرما يد: آنان نزد ما از برگزيدگان  و نيكان هستند. آنها  كساني بو دند كه به سوي كارها ي نيك مي شتافتند. راه آنها
كه به  آن ها نعمت داده اي نه مورد غضب اندوه نه گمرا هان .
قرآن حضرت داوود (ع) را به صفت شجاعت و مردانگي و صبر و برد باري  و آگاهي و دانش معرفي  مي كند . داوود  درعظمت و بزرگي به گونه اي بود كه در دشت و صحرا و كوه ها و مرغان  هوا ؛ همه مطيع فرمان او بودند و قرآن در بيان شخصيت و عظمت او چنين مي فرمايد : او نخستين بود كه به جنگ جالوت عنصر ستمگر زمان خود رفت و او را شكست داد و وي را كشت و ملتي را آزاد و ستمگري هاي او نجات داد . او مردي بود كه از جانب خداوند به فرمانروائي  رسيد كه همان طور كه مي دانستيم قلبش كانون حكمت و علوم الهي شد .
خداوند به او سلطنت و حكمت عطا كرد و از آن چه كه مي خواست  به او ياد داد به  دانش او به اندازه اي گسترش يافته بود كه سليمان نه تنها وارث
فرمانروايي و اموال و ثروت او باشد  بلكه  آشنائي به زيارت پرندگان را از او به ارث برد. قرآن در اين باره جنين مي فرمايد : ما به داوود و سليمان دانش آموختيم و هر دو سپاس گذار بودند كه ما آنان را بر سپاري از بندگان با ايمان  خود برتري داديم . سليمان وارث داوود گرديد و گفت :ما به زبانپرندگان آشنا هستيم .
وخداوند همه چيز را به ما داده است . او صاحب كتاب آسماني بود ؛ نام كتابش (زبور ) بود . چنان كه خداوند مي فرمايد:" ما به داوود زبور داديم " .
در شايستگي او همين بس كه او خليفه ي خداوند در روي زمين گرديد و ماموريت دارد كه به حق داوري كند .
اي داوود ما تو را در روي زمين جانشين خود قرار داديم در اين صورت به حق داوري كن .
ما پايه ها ي حكومت اورا محكم كرديم و به او حكمت آموختيم و منطقي كه جدا كننده ي حق از باطل است به او داديم . قدرت و توان روحي حضرت به
حدي رسيده است كه مي توانست  با اراده ي حكيمانه ي خود ؛ صخر ه ها و سنگ ها و كوه ها را با خود هم صدا گرداند .
قرآن در اين مورد مي فرمايد : كوه ها و پرندگان را در حالي كه تسبيح مي گفتند در تحت اختيار داوود قرار داديم.
در صبر و بردباري به گونه اي جلو رفت كه خداوند اورا به اين صفت ستايش كرد و به پيامبران اسلام (ص) داد كه در راه تبليغ خود ازصبر وبردباري داوود پيروي كن.
قرآن مي فرمايد " از بنده ي ما داوود ياد كن كه داراي قدرت و توان بوده است و به سوي ما باز گشت " .
همه ي پيامبران ما در دوران رسالت و امامت خود معصوم بودند آنها نه فقط در اين مرحله بلكه قبل از بعثت و امامت نيز ازخطا و گناه دور بودنده اندزيرا وجود يك سو پيشينه مي تواند موقعيت و ارزش يك رهبر آسماني را به خطر اندازد و مردم را نسبت به او بدبين كند .
دوري انسان از گناه بستگي به ايمان او دارد و هر كسي كه ايمانش استوار تر و دركش از گناه بيشتر باشد از گناه بيشتر مي پرهيزد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 0:47  توسط حسابدارجوان  | 

حروف مقطعه قرآن

                                                        بنام خدا
 

موضوع :حروف مقطعه قرآن
 منبع
:حروف مقطعه قرآن
نويسنده
:محمد علي بازرگان
تهيه کننده
:علي صويلا تي
دبير : غلامعباس قنبري

 

مقدمه

در مورد حروف مقطعه ابتداي سوره هاي قرآن سخن بسيار گفته اند اما آنچه درباره حروف مقطعه قرآن گفته اند نمي تواند به خوانندگان اطمينان کافي ببخشد وبا تحقيقي مبتني بر متد و شيوه هاي علمي و آماري او را اقناع و ارضا نمايد.
اولين متن متکي بر معيارهاي علمي در مورد حروف مقطعه را نگارنده اي در سالهاي قبل از انقلاب از دکتر (رشاد خليفه)استاد شيمي مصري مقيم آمريکا خوانده است نامبرده با بهره گيري از شيوه هاي آماري و استفاده از کامپيوتر به کشف روابط دقيق رياضي ميان سوره هايي که حروف مقطعه بر سر آنها آمده موفق گشته و اعداد 19،9 را به عنوان فاکتور و مخرج مشترک ميان اين حروف معرفي کرده است.
سوره هايي که با حروف مقطعه آغاز ميشوند اصولا داراي سه شاخصه هستند:
                                          1.غالبا در اولين آيه آنها اشاره اي به نزول کتاب ،قرآن،وحي و تلاوت آيات شده است.
                                          2.در همان مقدمه سوره اعراض و ناباوري و تکذيب بيشتر مردم را نشان مي دهد.
                                          3.مخاطب سوره شخص رسول اکرم اسلام مي باشد و عمدتا ضمير(ک) در همان ابتداي سوره به چشم مي خورد.

 

حرف مقطعه(ص) :

حرف (ص) در حروف مقطعه 3 سوره بکار رفته است،
                                                                 1.سوره اعراف(المص)
                                                                 2.سوره مريم(کهيعص)
                                                                 3.سوره ص(ص)
مطابق محاسبات آماري دکتر رشاد خليفه مجموع حرف (ص) در سه سوره گفته شده همانند ساير حروف مقطعه در بقيه سوره ها ، مضربي از عدد 19
مي باشند.    8*19=152=اعراف(97)+مريم(26)+ص(29)

حرف مقطعه(ق) :

حرف مقطعه (ق) تنها در افتتاح دو سوره بکار رفته است سوره شورا که با حروف مقطعه (حم.عسق) آغاز مي شود و در سوره (ق)، با اين تفاوت که در سوره شورا حرف (ق)يکي از حروف مقطعه پنجگانه آن مي باشد (ح.م.ع.س.ق) و در سوره (ق)منحصرا حرف (ق)بکار رفته است.
در سوره شورا آنچه بر پيامبر نازل شد علاوه بر قرآن به نام هاي ديگري مثل ميزان ،کتاب ،نور توصيف شده است که نقش هدف موضوع وحي را
تشکيل مي دهد به اين ترتيب کلمه (قرآن)که با حرف ق نوشته مي شود مهمترين محور اين دو سوره مي باشد اين اختلاف که در سوره شورا نقش قران را از بعد تشريعي آن يعني کتاب ، ميزان و نور بودن تبيين مينمايد ودر سوره ق نقش آن از بعد تبيين مسئله قيامت است .
جالب اينکه حرف ق در سوره شورا 57 بار و در سوره ق هم 57 بار تکرار شده است که مجموع اين دو رقم مساوي است با تعداد سوره هاي  قرآن ميباشد و مضربي از عدد 19 مي باشد.    6*19=114=57+57


حرف مقطعه(ن) :

در ابتداي سوره قلم و قبل از سوگند به قلم حرف ن قرار گرفته است به خاطر اينکه حرف ن تنها در سوره قلم بکار رفته بنابراين بايد از خود سوره مدد گرفت.
با نگاهي سطحي به سوره قلم ميتوان دريافت که حرف ن نيست بسيار چشمگيري بکار رفته است به طوري که در 52 آيه اين سوره 133 بار اين حرف تکرار شده است اين رقم همانند رقم ساير حروف مقطعه در بقيه سوره ها مضربي از عدد 19 مي باشد.   133=19*7
اما چه رابطه اي ميان حرف ن و داستان يونس پيامبر است اولا حضرت يونس که در اين سوره (صاحب الحوت) ناميده شده در سوره انبياء آيه 87 (ذالنون) لقب گرفته است که هر دو عنوان نوعي ملازمت آن حضرت را با ماهي (حوت=نون)نشان ميدهد در دو آيه 87 و 88 سوره انبياءکه در باره ذالنون ميباشد 19 بار حرف ن تکرار شده است که همان مضرب مشترکسوره هايي است که حروف مقطعه دارند.
حرف مقطعه اين سوره ن است و لقب حضرت يونس ذالنون معناي لغوي نون که جمع آن نينان وانوان است نوعي نهنگ است ماهي است که در گذشته از آن مرکب مخصوصي براي نوشتن استخراج ميکردند.
محور اصلي داستان که از تعدادي باغدار در سوره قلم نقل ميکند کلمه ظلم  و عدم تسبيح ، خدا ميباشد (آيات 28 و 29) و شگفت اينکه صفت ممتاز حضرت يونس نيز اعتراف به ظلم و تسبيح خدا ميباشد.


حرف مقطعه(طه)

سوره طه همچون بسياري از سوره هاي قرآن با حروف مقطعه اغاز ميگردد. در مورد کلمه طه که نام اين سوره است و به جز اين سوره 3 سوره ديگرنام آنها از حروف مقطعه آغاز آن اخذ شده است. يس،ص،ق.
کلمه طه از دو حرف ط و ه تشکيل شده است اگر فرضيه ارتباط مضامين بين سوره هايي که حرف ط در حروف مقطعه مشترک دارند درست باشد بايد ازيک طرف بين سوره طه با سوره هايي که حرف ط در حرف مقطعه آنها بکار رفته مثل سه سوره پشت سر هم شعرا، نمل، قصص که با طس يا طسم
 شروع شده اند از طرف ديگر با سوره مريم که حرف (و.ه)در حروف مقطعه آن بکار رفته است کهيعص ارتباطي برقرار باشد.
با بررسي 3 سوره  شعرا، نمل و قصص به اشتراک مهمي ميان اين سوره ها با سوره طه پي ميبريم  مهمترين موضوع هر چهار سوره شرح زندگي ورسالت حضرت موسي (ع) است شايد بخاطر در صد کم در سوره نمل حروف مقطعه آن يک آيه محسوب نشده است اگر خواسته باشيم به کمک
محاسبات آماري رابطه اي بين حرف ط در اين سه سوره پيدا کنيم تعداد حرف ط در سوره طه 28 و تعداد حرف ه 314 ميباشد که جمع آن مضربي از عدد 19 مي باشد.     (342=18*19)
همچنين مجموع کلمات داراي حرف ط در چهار سوره طه.شعرا.نمل.قصص و حرف ه در دو سوره طه و مريم برابر569=31*19 مي باشد در کل سوره 27 کلمه 9*3 وجود دارد که در آن حرف ط بکار رفته است  تعداد کلماتي که در بخشي از سوره هاي شعرا. نمل. قصص به حضرت موسي اختصاص يافته  و در آنها حرف ط بکار رفته 19 کلمه مي باشد.
اگر مجموع کلماتي را که در هر چهار سوره شامل حرف ط ميباشد(بدون احتساب حروف مقطعه) در نظر بگيريم  38 کلمه (19*2) ميباشد همچنين تعدادکلماتي که در هر چهار سوره ريشه آنها با حرف ط آغاز ميشود دقيقا 19 کلمه است.
تعداد حرف ط در 4 سوره (طه. شعرا. نمل. قص)107 و تعداد حرف ه در دو سوره طه و مريم 482 است که جمع آن مضربي از عدد 19 مي باشد.
3۱*19=589=482+107
حروف مقطعه يس، قبل از آنکه به مفهوم حروف مقطعه يس بپردازيم بد نيست اشاره اي به نظريات (رشاد خليفه) در مورد رابطه آماري حروف مقطعه اين سوره با عدد 19 بنماييم :
1.مجموع حروف ي و س در سوره مريم (ي237بار ، س48بار )285 که مضربي از عدد 19 است
(285=15*19)
2.حرف ي فقط در حروف مقطعه دو سوره مريم (کهيعص) و يس يکار رفته است که مجموع آن ميشود 582

=345+237
3.حرف س در حروف مقطعه 5 سوره بکار رفته است :
سوره شعرا(طسم)=93
سوره نمل(طس)=93
سوره قصص(طسم)=100
سوره يس(يس)=48
سوره شورا(حم.عسق)=53
بنابراين مجموع حروف س و اين پنج سوره ميشود :   387=53+48+100+13+93
و مجموع حروف (ي) و(س)در اين سوره ها ميشود :969=387+582
که مضربي از عدد 19 مي باشد :969=15*19


حرف مقطعه س :

در ميان 48 کلمه مشتمل بر حرف س که در سوره يس بکار رفته است بيش از همه مشتقات کلمه رسل به چشم مي خورد به طوري که با ترکيبات مختلف اين کلمه 9 بار بر خورد مي کنيم .
4 بار مرسلون-2 بار مرسلين-2 بار رسول و 1 بار ارسلنا در حالي که هيچ يک از کلمات ديگراين سوره بيش از 3 بار تکرار نشده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 0:32  توسط حسابدارجوان  | 

پیامبران دروغین

                                             بسم الله الرحمن الرحيم


     
       نام ونام خانوادگي تهيه کنندگان:عماد آلبوناصر- صادق دريس


                 نام کلاس:دوم حسابداري

          نام هنرستان:حرفه اي دکترحسابي

                نام دبير:غلامعباس قنبري

        با استفاده از کتاب:تاريخ اسلام دوران پيامبري(ص)

          عنوان مقاله: پيامبران دروغين

 


((کودتاي انقلابي دريَمَن))

رسول خدا(ص)جنگ بامدعيان نبوت راازبستربيماري بافرستادن نمايندگان ونوشتن نامه آغازکرد.
رسول خدا(ص)طي نامه اي به سران ايرانيان يَمَن دستوردادکه براي دفاع از دين مقدس اسلام قيام کنندوپيام اورابه صاحبان دين و مردانگيبرسانند تااَسوَدعَنسّي اين عامل فسادراپنهان ويا آشکارنابودسازند.
ايرانيانِ آزاده ي يَمَن به فرمان خدا(ص)عده اي از قبايل باقي مانده براسلام راباخودبه همکاري خواندندوهنگامي که دريافتندکه بين اَسوَدوقَيس فرمانده ي سپاهش اختلاف استموضوع رابه آراميباقَيسدرميان گذاشتند وبدين ترتيب فرماندهي سپاه اَسوَدراباخودهمراه ساختندوبراي کسب خبرازدرون قصراَسوَدبا((آزاد))که قبلاًزن شَهربنِ باذام واکنون درتصرف اَسوُدبودتماس گرفتند.
((آزاد))اين شيرزن آزاده ي مومن وباغيرت به ياري شان برخاستوباراهنماييهاي مفيدوارزنده اش مومنان رابراي کشتن اَسوَد تشويق کرد.
قصرکاملاًتحت حراست ومراقبت نگهبانان بودو
مومنان انقلابي به راهنمايي ((آزاد))شبانه اززير
زمين نقبي به اطاق اَسوَدعَنسّي زدندودرحالي که اونيمه خواب بود برسرش ريختند.((فيروز))سرش را
محکم به ديوارکوبيدوگردنش راپيچاند.صداي اَسوَدچون گاووحشي بلندشدکه (( آزاد))بلافاصله دستمالي درحلقش فروکرد.نگهبانان به سروصداي درون قصرمشکوک شدندوازپشت دراطاق پرسيدند:
چه خبراست؟((آزاد))به آرامي پاسخ داد:((چيزي نيست.به پيامبروحي ميرسد!))بدين ترتيب انقلابيون مومن دراين کودتا پيروزشدندومدعي دروغين پيامبري رابه دوزخ روانه کردند.صبح فردامسلمانان شعاراسلامي سردادندوشهادتين برزبان جاري ساختند:((اَشهَدُاَنَّ لاالهَ الاَّالله واَشهَدُاَنَّ مُحَمَداًرَسوُلُ الله))واعلام کردندکه:
مردم!اَسوَددروغگويي بيش نبوده است آنگاه سرش رابه سوي مردمانداختند.درشهرولوله اُفتادونگهبانان قصرازفرصت سودجستندبه غارت قصر پرداختندو
هرچه درآن بودبه يغمابردندوگريختند.آنگاه مسلمانان ندادادندکه صفهاي نماز بياراييدومردم به نماز
ايستادند.
همان شبي که اَسوَدکشته شدرسول خدا((ص))بوسيله ي وحي از آن آگاهشدوفرمود:((ديشب عَنسّي رامردي مبارک ازخانداني مبارک کُشت.))گفتند:
اوکه بود؟فرمود:((فيروز)).پيروزباد((فيروز)).

((ماجراي مُسَيلمَة ي کَذ ّاب))

((مُسَيلمَة ي کَذ ّاب))نيزباادعاي پيامبري در((يَمامَة))
دارودسته اي فراهم کردوبه فتنه گري مشغول شد! وسعي مي کردبابافتن سخنان بي معناباقرآن معارضه کند.رسول خدا(ص)تازه ازسفرحجّ بازگشته
بودکه دو نفرنامه اي ازمُسَيلمَه ي کذ ّاب نزدش آوردند.نوشته بود:((ازمُسَيلمَة رسول خدابه محمد رسولخدا.من درپيامبري شريک  توام.نيمي ازسرزمين متعلق به قُرَيش ونيمي متعلق به ماست.
ولي قُرَيش به عدالت رفتارنمي کند.))
رسول خدا(ص)بسيارناراحت شدوبه سفيران مُسَيلمَة فرمود:اگرشماسفيروقاصدنبوديدبه کشتن شمافرمان مي دادم.چگونه شماازاسلام دست کشيده وپيروفردي تهي مغز شده ايد؟آنگاه فرمان دادپاسخي کوبنده درجواب مُسَيلمَة بنويسند.((بنام خداوند مهربان.
ازمحمدرسول الله به مُسَيلمَةدروغگو.سلام برپيروان هدايت.زمين ازآن خداست وهرکس ازبندگان صالحش رابخواهد وارث زمين قرارميدهدوسرانجام نيک باپرهيزگاران است)).

((تعصب قومي عامل گرايش به پيامبران دروغين))

طبري مي نويسد:مردي به يَمامة رفت وپرسيد:مُسَيلمَة کجاست؟

به اوگفتند:بگو((پيامبرخدا)).

گفت:((نه اول بايداوراببينم)).

وقتي مُسَيلمَة راديدگفت:((تومُسَيلمَة هستي)).

-آري.

-آيافرشته اي برتونازل مي شود؟

-آري ونام اورحمان است.

-درنورمي آيديادرظلمت؟

-درظلمت.

-مردگفت:شهادت مي دهم که تودروغگويي ومحمدراستگوست.

ولي دروغگويي رَبيعَة راازراستگويي مُضَر(حجاز)بيشتردوست

دارم.

((عاقبت دروغگويان))

مُسَيلمَة باسجاح زني که ادعاي نبوت داشت ازدواج کرد.پس ازرحلترسول خدا(ص)سپاهيان اسلام به سرکوبي اوپرداختندوباکشتن وي بساط نبوت دروغين اوبرچيده شد.
((طُلَيحَة))يکي ازمدعيان نبوت درزمان رسول خدا(ص)بودکه در قبيله((طّي))و((اَسَد))و((غطّفان))
ظهورکرد.رسول خدا(ص)به نمايندگان خويش درقبيله ي بني اسدپيام دادکه برضداوقيام کنند.آنان
هم برسرش تاختندواوفراررابرقرارترجيح داد.
بدين ترتيب باتدبيررسول خدا(ص)بساط پيامبران دروغين درروزهايآخرحيات آن حضرت يا پس از وفاتش برچيده شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 0:29  توسط حسابدارجوان  |